دور شدن افراد از هم، حدی دارد.
آیا واقعاً حدی دارد؟ به نظر که اینطور نمیرسد. میگویند شهر در میان جنگ پیوند هایش را باز پس میگیرد. حالا که در سال ۲۰۲۶ به جنگ رسیدیم طبیعیست که با اوکراین مقایسه شویم. از شب های اوکراین میخوانم که مردم در شهر و پناهگاه با هم گفتگو میکنند، در بیبرقی با هم پاوربانک به اشتراک میگذارند؛ اما به دیده من اختلافات مردم ما مثل آتش زیر خاکستر است. گروهی در خیاباناند، گروهی در خانه. تعداد هر دو گروه هم کم نیست؛ اما تعداد افرادی که نمیدانند تو کدام یک از این گروه ها باشند، یا خودشان را به هیچ وجه جزوی از این دو گروه نمیدانند، بیشتر است.
این هم خطرناک است، و هم خوب. اینکه مردم زیادی هنوز تصمیم نگرفتند، یا بهتر بگویم مصمم نیستند تصمیم درست چیست، خوب است چون مقدار زمان بیشتری برای این تصمیمگیری جمعی وجود دارد. اما خطرناک، زیرا دو قطبی که فعلاً داریم، به هم رحم نمیکنند. برای هر گونه اظهار نظری که نه حتی کاملاً خلاف نظر خودشان، بلکه اگر کمی تداخل داشته باشد، او از آن جمع حذف میشود؛ البته قطعاً کلیتی در این کلام مطرح نیست.
محبوب بودن در هیچ جامعهای آسان به دست نمیآید ، اما کامل حذف شدن آدم ها برای نظراتشان باعث میشود آن ها دیگر «نباشند»، پس دیگر نکته های درستی که مطرح میکنند و نفع و سودی که برای یک جامعه میتوانستند داشته باشند از دست میرود؛ در شرایطی که ایران به دلیل سیاست های اخذ شده یار های زیادی ندارد، ما خودمان هم با خودمان رقیب شدیم. آنقدر خود از خود دوریم که حاظریم از بیگانهای تقاضای جنگ علیه خاکمان را کنیم. افرادی که چنین تقاضایی داشتند نه خائن هستند نه وطنفروش. میدانند برای کشور هزینه دارد و از این بابت ناراحتند اما راه نجات نمییابند.
نمیتوانم قضاوتشان کنم، با افرادی مواجه شدم که خودشان دیماه در خیابان بودند و دیدند و دوستانشان را در دی ماه از دست دادهاند، من نمیتوانم به این افراد بگویم : “صبورتر باشید، جنگ ریسک بالایی دارد و به هزینهاش نمیارزد.” اما با هر تهدید و مورد هدف قرار گرفتن زیرساخت ها جانم میرود. این ها آسان به دست آمده بود؟ چطور میشود تعطیلی فولاد مبارکه بر زندگی ما تاثیر نگذارد؟ دانشگاه و مدارس تا اطلاع ثانوی آنلاین قرار است برگزار شود، در قطعی برق هایی که هر تابستان تجربه میکنیم، دیدیم که بسیاری از دکل ها، برق اضطراری ندارند، پس با قطعی برق، ارتباط هم قطع میشود؛ سیستم بانکی کشور مختل میشود، در این چهل روز هر چقدر هم که بد بود، حضور این فناوری ها باعث دلگرمی بود.
و سوال دیگر این است که آیا با زدن زیرساخت ها اصلاً حاکمیت حاضر بر کشور تغییری میکند؟ یا مردم با کیفیتی به مراتب کمتر از دیروزشان به زندگی با همین قوانین ادامه میدهند؟
امید میتوان به این داشت که مذاکرات پیشرو، رفع تحریم ها و شرایط بهتر اقتصادی و رفع این انزوا از بینالملل را در پی داشته باشد، تا بتواند تا کمی از خسارات وارد بر کشور را جبران کند. تا بلکه بشود در شرایط بهتر اقتصادی از دوستانم که دیگر توان صبر ندارند، زمان بگیریم و این وضعیت را با خشونت کمتر کنترل کنیم. که قطعاً نیازمند تغییر رویه حکومت، نسبت به «دشمن» دیدن بخشی از شهروندان، و به رسمیت شناختن برخی حقوق شهروندی است، که در حال حاضر رعایت نمیشود.

Leave a Reply
You must be logged in to post a comment.